جلال الدين الرومي

281

فيه ما فيه ( فارسى )

حمله ديگر بميرم از بشر * تا برآرم از ملايك بال‌وپر و از ملك هم بايدم جستن ز جو * كل شىء هالك الّا وجهه ( ص 295 س 27 به بعد ) و در صفحه 421 اين مضمون را بار ديگر عنوان كرده و بيانى سخت شيوا و حكيمانه نموده است . ( 53 ) س 15 ، « زاهد آنست الخ » مولانا درباره تفاوت درجه و مقام زاهد و عارف در مثنوى معنوى چندين بار سخن به ميان آورده و بحث‌هاى شگرف كرده و شبيه بدانچه در فيه ما فيه گفته در مثنوى فرموده است . هست زاهد را غم پايان كار * تا چه باشد حال از روز شمار عارفان ز آغاز گشته هوشمند * از غم و احوال آخر فارغند بود عارف را غم خوف و رجا * سابقه دانيش خورد آن هر دو را ديد كو سابق زراعت بود ماش * او همىداند چه خواهد بود چاش ( ص 544 س 27 به بعد ) همچنين رجوع شود به صفحه 488 س 25 و ص 489 س 2 و ص 597 س 24 و ص 602 س 11 . ( 54 ) س 21 ، به نظر مولانا طلب صادق و جستجوى راست كه تعبير از آن به درد و سوز دل مىشود ركن دولت و پايه معمورى جان و گشايش ابواب همم و مرادات است و همو محرّض آدمى به طلب كمال و مولّد لطيفه انسانى و نشانه وصول بلكه طليعه حصول مراد و مطلوبات دو جهانى است و در طريقه مولانا طلب و درد اهميت بسيار دارد و بدين جهت در موارد متعدد از مثنوى اين موضوع مهمّ را مطرح نموده و دراين‌باره بحث‌هاى شيرين كرده است كه ما به جهت اطّلاع خوانندگان از روى فهرست مطالب مثنوى كه خود فراهم كرده‌ايم آن موارد را ذكر مىكنيم . ص 36 س 4 ، ص 38 س 13 ، ص 107 س 5 ، ص 113 س 9 ، ص 141 س 12 ، ص 146 س 27 ، ص 147 س 3 ، ص 198 س 6 ، ص 217 س 11 ، ص 227 س 16 ، ص 229 س 7 ، ص 252 س 22 ، ص 269 س 5 ، ص 272 س 23 ، ص 277 س 21 ، ص 278 س 1 ، ص 319 س 11 ، ص 377 س 12 ، ص 458 س 14 ، ص 466 س 2 ، ص 476 س 18 ، ص 565 س 10 ، ص 573 س 4 ، ص 586 س 16 ، ص 595 س 10 ، ص 597 س 20 .